صفحه اصلي     مدرسه علوي     دوره 24     اطلاعات اساتيد     اطلاعات دانش‌آموختگان     اخبار     پيام‌ها     تالار گفت و گو     آلبوم تصاوير     تماس با ما     ورود اعضا    

پيام‌ها

صفحه 2 از 5

17/09/1388

از:‌ مهندس مهدي غلامعلي مجدآبادي

حجكم مقبول و سعيكم مشكور

جناب آقاي حاج سيد علي كاظميان زيارت خانه دوست و تنفس در فضاي آكنده از ياد محبوب گواراي وجودتان ما را هم دعا كنيد


01/09/1388

از:‌ مهندس مهدي غلامعلي مجدآبادي

نظر خواهي

لطفا وب لاگ زير راببينيد و نظر خودرا بگذاريد

 http://majdabad.persianblog.ir/


29/07/1388

از:‌ مهندس مهدي غلامعلي مجدآبادي

كوهنوردي

به نام خدا 

با سلام و احترام

به اطلاع دوستان محترم مي‌رسانيم پيرو برگزاري دو مرحله كوهنوردي دوستانه  تصميم به ادامه آن با حضور تعداد بيشتري از دوستان گرديد  لذا برنامه به شرح ذيل اعلام مي‌گردد:

پنجشنبه 2/7/88  كلك چال /محل اجتماع: درب وسط پارك جمشيديه /ساعت اجتماع: ۵:۳۰ تا ۶:۰۰ /ساعت حركت: ۶:۰۰ /ساعت برگشت: 10

پنجشنبه 16/7/88  كلك چال /محل اجتماع: درب وسط پارك جمشيديه /ساعت اجتماع: ۶ تا ۶:۳۰ /ساعت حركت: ۶:۳۰ / ساعت برگشت: 10

پنجشنبه 30/7/88 كلك چال /محل اجتماع:  درب وسط پارك جمشيديه /ساعت اجتماع:  6 تا ۷ /ساعت حركت:  7 /ساعت برگشت: ۱۲

پنجشنبه 14/8/88 دربند /محل اجتماع: كنار مجسمه كوهنورد /ساعت اجتماع: 6 تا ۷ /ساعت حركت:  7  /ساعت برگشت: ۱۲

پنجشنبه 28/8/88 دارآباد /محل اجتماع: كنار پل رودخانه اول مسير/ساعت اجتماع: 6 تا ۷ /ساعت حركت:  7/ساعت برگشت: ۱۲ 

متعاقبا برنامه‌هاي بعدي با استماع نظرات دوستان اعلام مي گرد.

 در ضمن در طول مسير ضمن بهره برداري از مواهب طبيعي، مباحث عقيدتي – سياسي  و تفريحي (از نوع سالم) مورد بحث و كنكاش قرار مي‌گيرد.

به اميد ديدار همه دوستان


27/05/1388

از:‌ دكتر سيد محسن فروتن

تبريك به دكتر حصاري

جناب آقاي دكتر حصاري:

بدينوسيله قدم نورسيده را تبريك گفته و سلامتي شما و خانواده محترم را از خداوند متعال خواستارم.


11/02/1388

از:‌ مهندس عليرضا زجاجي

التماس دعا

دوستان عزيز

با حبر شديم كه فرزند پسر 11 ساله دوست عزيزمان جناب آقاي عليرضا حسيني واحد به بيماري وخيم عفونت مغزي دچار شده‌است و ايشان از همه‌ي دوستان التماس دعاي مخصوص دارند.

پسر ايشان در بيمارستاد مفيد بستري هستند.

با تشكر


08/02/1388

از:‌ مهندس مهدي غلامعلي مجدآبادي

تبريك روز معلم

از پدر گر قالب تن يافتيم -از معلم جان روشن يافتيم

از مناسبت نزديكي روز معلم استفاده ميكنم و اين روز بزرگ را به همه معلمان گرامي به خصوص معلمين بزرگوار علوي تبريك عرض ميكنم و متن زير را هرچند نوشته من نيست ولي از جانب خود به ايشان تقديم مي كنم

معلم عزيز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند كنم . دل درياييت لبريز از آرامش است همچون كوه استوار از حوادث روزگار ايستاده اي و همچون ابر، باران پر شكوه معرفت بر چمن هاي دشت دانش آموختگي فرو مي ريزي . خورشيد نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت كلبه ي سرد يأس و نااميدي و ارمغان شور و شعف است . غنچه ي تبسمي كه از گلستان لبهاي تو مي رويد، طراوت لحظه هاي ابهام و زيبا يي بخش خانه ي وجود ماست . كلام روح بخش و دلنشين تو موسيقي دلنوازي است كه بر گوش جان مي نشيند و اهنگ زندگي را به شور در مي آورد. رواني به لطافت گلبرگهاي ارغوان داري كه از احساس و شور و شعف لبريز است . دستهاي روشنت سپيدي خود را از گل بوسه هاي گچ گرفته و شمع وجودت از نيروي ايمان و انسانيت شعله ور است . سرخي شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ي بلبلان ، صفاي بستان ، آبي درياها ، همه و همه را مي توان در تو خلاصه نمود . معناي كلام اميد بخش تو همچون نسيم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزي و صبر ايمان را از پيامبران به ارث برده اي و به حقيقت وارث زيبايي ها بر گستره ي گيتي هستي . قدوم سبز تو سبزينه ي كوچه باغ هاي زندگي و صفا بخش خاطر پر دغدغه ي ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستي و جوشش نشاط در غزل شيواي زندگي است . تو روشنايي بخش تاريكي جان هستي و ظلمت انديشه را نور مي بخشي . ‹‹ و ما يستوي الاعمي والبصير . و لا الظلمات ولا النور ›› وهرگز كافر تاريك جان كور انديش با مومن انديشمند خوش بينش يكسان نيست وهيچ ظلمت با نور يكسان نخواهد بود . چگونه سپاس گويم مهرباني ولطف تو را كه سرشار از عشق ويقين است . چگونه سپاس گويم تأثير علم آموزي تو را كه چراغ روشن هدايت را بر كلبه ي محقر وجودم فروزان ساخته است . آري در مقابل اين همه عظمت و شكوه تو مرا نه توان سپاس است ونه كلام وصف . تنها پروانه ي جانم بر گرد شمع وجودت ، عاشقانه چنين مي سرايد : معلم كيمياي جسم و جان است ... مــعلم رهنماي گمرهان است.... شـده حك بر فراز قله ي عشق .... معلم وارث پيغــــمبران است


12/11/1387

از:‌ مهندس حسن كاوسي فر

تاريخچه زمين در يك پاراگراف

تاريخچه زمين در يك پاراگراف!!!

سن زمين 4.6 ميليار سال است. تصور كنيد سن زمين را آنقدر فشرده كنيم كه هر 100 ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم.

اين جوان 46 ساله، معلوم نيست كه 7 سال اول زندگي اش را چگونه گذرانده چون نه ما اطلاعاتي از آن داريم نه خودش مي تواند بيان كند. البته درباره سال هاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم!!

اما اين را مي دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگل ها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند. اما تا همين يك سال پيش، اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه نبود! يعني آنها در سن 45 سالگي زمين به وجود آمده اند و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران پديدار شدند.

از اوايل هفته پيش، انسان روي كره خاكي ظاهر شد! و آخر هفته گذشته، يخبندان سراسر زمين را فرا گرفت! انسان امروزي كه فقط حدود 4 ساعت روي زمين بود، طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است!!

بيش از 1 دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و استفاده فراگير از اينترنت فقط 3 ثانيه است كه شروع شده است.....


06/10/1387

از:‌ دكتر سيد حسين لاجوردي

تبريك به آقاي دكتر سيد محسن فروتن

مدير عامل محترم موسسه تحقيقاتي توان

جناب آقاي دكتر فروتن

انتخاب موسسه توان بعنوان موسسه تحقيقاتي نمونه كشور و دريافت لوح تقدير از دست رياست جمهوري را به شما تبريك مي گويم


20/08/1387

از:‌ مهندس مهدي غلامعلي مجدآبادي

تبريك

ميلاد امام و مقتداي ما علي بن موسي الرضا بر همگان مبارك باد


18/06/1387

از:‌ مهندس مهدي غلامعلي مجدآبادي

تبريك ماه آشتي با خدا رمضان

> ــ چقدر خنده داره كه يك ساعت > عبادت به درگاه الهي دير و طاقت > فرسا ميگذره ولي 90 دقيقه فوتبال > مثل برق و باد مي گذره! > > ــ چقدر خنده داره كه 100 هزار > تومان كمك در راه خدا مبلغ بسيار > هنگفتيه اما وقتي كه با همون مقدار > پول به خريد مي ريم كم به چشم مياد! > > ــ چقدر خنده داره كه يه ساعت > عبادت طولاني به نظر مياد اما يه > ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره! > > ــ چقدر خنده داره كه وقتي مي > خوايم عبادت و دعا كنيم هر چي فكر > مي كنيم چيزي به فكرمون نمي ياد تا > بگيم اما وقتي كه مي خوايم با > دوستمون حرف بزنيم هيچ مشكلي > نداريم! > > ــ چقدر خنده داره كه خوندن يه > صفحه و يا بخش از قرآن يا دعا سخته > اما خوندن 100 صفحه از يه رمان > عاشقانه آسونه! > > ــ چقدر خنده داره كه سعي ميكنيم > رديف جلو صندلي هاي يك كنسرت يا > مسابقه رو رزو كنيم اما به آخرين > رديف يك مكان مذهبي مثل يه مسجد يا > هيأت تمايل داريم! > > ــ چقدر خنده داره كه براي عبادت و > كارهاي مذهبي هيچ وقت زمان كافي در > برنامه روزمره خود پيدا نمي كنيم > اما براي بقيه برنامه ها رو سعي مي > كنيم تو آخرين لحظه هم كه شده > انجام بديم! > > ــ چقدر خنده داره كه شايعات > روزنامه ها رو به راحتي باور مي > كنيم اما سخنان افراد مقدس و قرآن > رو به سختي باور مي كنيم! > > ــ چقدر خنده داره كه همه مردم مي > خوان بدون اينكه به چيزي اعتقاد > پيدا كنند و يا كاري در راه خدا > انجام بدن به بهشت برن! > > ــ چقدر خنده داره كه وقتي جوكي رو > از طريق پيام كوتاه و يا ايميل به > ديگران ارسال مي كنيد به سرعت آتشي > كه در جنگلي انداخته شود همه جا را > فرا مي گيرد اما وقتي كه سخن و پيام > الهي > > رو مي شنويد دو برابر در مورد گفتن > و يا نگفتن اون فكر مي كنيد! > > ـــ خنده داره . اينطور نيست؟! > > ــ داريد مي خنديد؟ ... داريد فكر > مي كنيد؟ > > ــ اين حرفارو به گوش بقيه هم > برسونيد و از خداوند سپاس گذار > باشيد كه او خدايي دوست داشتني > است. > > ــ آيا اين خنده دار نيست كه وقتي > كه مي خوايد اين حرفارو به بقيه > بزنيد خيلي ها رو از ليست خودتون > پاك مي كنيد بخاطر اينكه مطمئنيد > كه اونها به هيچ چي اعتقاد > ندارند؟!!! > > ــ خنده داره؟ ...... نه ؛ متأسفانه > تاسف آوره


<قبلي   صفحه 1  2  3  4  5   بعدي>